بيوگرافي
این سایت شخصی مجید حیدری چروده است. چَروَدِه نام یک منطقه ییلاقی در کوههای تالش در غرب استان گیلان است. می گویند در 28 شهریور سال 1345 در روستای کوهستان شهر پره سر تالش به دنیا آمده است. ولی از مادرش نقل قول مطمئنی به یاد دارد که زمان تولدش یک روز برفی در دیماه همان سال بوده. اساسا به همین دلیل است که در یک اقدام فانتزی اولین برف هر سال را به عنوان روز تولّد خود جشن می گیرد. او در یک خانواده متوسطِ پایین به لحاظ اقتصادی-اجتماعی بزرگ شد. پدرش کارگر زحمتکش کارخانه صنایع چوب اسالم بود و مادرش خانه داری منظّم و سختكوش. تحصیلات دوران ابتدایی اش را مدیون طرح سپاه دانش در روستای کوهستان بود. دوره راهنمایی و دبیرستان را در شهر پره سر به اتمام رساند. رشته تحصیلی او در دبیرستان علوم انسانی بود و علت انتخاب این رشته نیز صرفا همکلاس شدن با دوست بسیار صمیمی دوران تحصیلش بود. از معلمهای بسیار تاثیرگذار دوره دبیرستان او شیخ محمود انصاری (دبیر عربی) و لهراسب پوربابک (دبیر جامعه شناسی و روانشناسی) بودند. او در سال 1366 فوق دیپلم ادبیات را از مرکز تربیت معلم رامسر دریافت کرد و بلافاصله ازدواج کرد. او در پاییز همان سال با رتبه 264 در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران پذیرفته شد. در کنار معلمی، درس هم می خواند. او ترمهای اول تحصیل در دوره لیسانس را جزء تلخ ترین سالهای تحصیل خود می داند. سرخوردگی شدید در محیط دانشگاه او را چند بار تا مرز انصراف از تحصیل پیش برد اما با زیاد شدن دروس تخصصی علاقه مندی اش بیشتر شد. تا اینکه با معدّل 14.25 در سال 1371 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. او در سال 1372 با رتبه 9 در رشته پژوهش در علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد. آشنایی با اساتید بزرگی چون غلامرضا صدیق اورعی و خانم دکتر هما زنجانی زاده از گروه علوم اجتماعی و دکتر بزرگ نیا، مجید سرمد، دکتر ناصر رضا ارقامی از گروه آمار و نیز خواندن آثار اساتید بزرگی نظیر فرامرز رفیع پور و دکتر سروش در حوزه روش تحقیق و جامعه شناسی موجب تحولات بزرگی در دیدگاههای علمی او در زمینه جامعه شناسی و پژوهش شدند. همکاری با کارشناسی تحقیقات سازمان آموزش و پرورش استان خراسان در کنار دوست بسیار متعهد و کاردانی به نام وصال روشن روان او را از نزدیک با فضای پژوهش در عمل آشنا کرد تا اینکه در سال 1376با معدّل 18.25 تحصیلاتش را به پایان رسانید و در گروه پژوهشی علوم اجتماعی جهاد دانشگاهی مشهد مشغول به کار شد.
لطف حضرت حق، موانست با حضرت رضا و پیشنهاد دوستان خوب، موجب شد مشهد را برای ادامه زندگی انتخاب کند. وی دارای یک پسر به نام سروش و یک دختر به نام سوگند است. سروش هم اکنون دانشجوی سال اول کاردانی الکترونیک و سوگند دانش آموز رشته علوم انسانی است. مجید تا کنون مسئولیت انجام 25 مورد طرح پژوهشی را در سطح محلّی، منطقه ای و ملّی بر عهده داشته است و مشاوره آماری بیش از صد پایان نامه و طرح پژوهشی را تجربه کرده است. مقالات علمی – پژوهشی او پنج مورد است و کتابی را در زمینه روایی و پایایی تا مرز انتشار به پیش برده است. او در کنار پژوهش به عنوان حرفه اصلی، به تدریس جامعه شناسی، آمار، روش تحقیق و SPSS در آموزش و پرورش و دانشگاههای آزاد و پیام نور مشهد نیز اشتغال دارد. علاقه بسیار شدید وی به علم آموزی سرانجام موجب شد پس از چندبار ناکامی در آزمونهای دکتری جامعه شناسی سرانجام در سال 1386 در رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد قبول شود و در حال حاضر به تحصیل در این رشته مشغول است.
مجید شخصیتا آدم مثبت نگری است و به قول دوستانش نه تنها نیمه خالی لیوان را نمی بیند بلکه به چند قطره ته یک لیوان هم خوشنود می شود. مجید این خصلت خوب را مدیون افکار دکتر سروش و مجتهد شبستری و ملکیان در حوزه دین و کلام جدید و نگاه سهراب سپهری و احمد شاملو به زندگی است. او اعتقاد دارد که می تواند به خوبی از چشم شاگردانش به موضوع تدریس نگاه کند و همین ویژگی موجب شده است که بارها و بارها به خاطر تدریس خوب، از شاگردانش بازخورد مثبت دریافت نماید. او عاشق شاگردانی است که در زمینه درس و زندگی سوال پیچش می کنند. مجید گوش شنوایی دارد و قلبش صندوقچه خاطرات لبریز اشک و لبخند شاگردان و دوستانش است. او دوست دارد از حواسّ پنج و ششگانه اش به تمامی استفاده کند و لذّت ببرد و طول و عرض زندگی را با هم طی کند و به همین دلیل است که سینما و عکاسی را خییییییییییییییلی دوست دارد و شیفته گردش در طبیعت و دیوانه ی دستان مرطوب مه، گیسوی سبز جنگل، آغوش آبی دریا و بی پایانی و بی نیازی کویر است.