دستنوشته هاي مجيد حيدري چروده
چند شبی است که برنامه رو به فردا رو تماشا می کنم. پنهان نمی کنم که حس خوبی به ام دست می ده. از اینکه بلاخره صدا و سیما مخالفان خودش را به رسمیت شناخت ولو برای چند شب ولو از طریق عده¬ای خاص واقعا خوشحالم. واکنشهای مختلفی نسبت به این برنامه دیده ام. من علیرغم تمامی حرفهای ناامیدانه¬ای که زده می¬شود بر این باورم که باید از این روزنه استفاده کرد. باید رو به گفتگو بیاوریم. ما سبز شدیم چون گفتگو صورت گرفت. راهی قابل پیش¬بینی¬تر از گفتگو وجود ندارد. لازمه هر گفتگویی، تفکر است. احساسات بغض آلود، اجازه فکر کردن نمی¬دهد. اما چون ما هیچ کار دیگری بلد نیستیم و تنها و تنها همین گفتگو را بلدیم، باید مهارت¬مان را در گفتگو بیشتر کنیم. باید فن نقد بیاموزیم. باید بتوانیم از برچسبهایی که به ناحق به ما زده می شود دفاع کنیم. باید قدر فرصتی این روزها صدا و سیما در اختیار گذاشته به خوبی بدانیم. ما نباید در راههایی که باب گفتگو را می تواند ببندد قدم گذاریم. هر رقیبی تمام سعی خودش را می¬کند که بازی را به عرصه ای بکشاند که در آن قوی تر است. در این راه به هر فریبی متوسل می شود. او می داند که ما خیلی حساس هستیم. نقاط ضعف ما را به خوبی می شناسد، احساسات ما را تحریک می کند تا صحنه بازی را عوض کنیم و ناخودآگاه به جایی برویم که او در آن قوی¬تر است. هر وقت دیدید تمایل او به تغییر نوع بازی بیشتر است مطمئن باشید که گفتگوی شما ثمر داده و او احساس ضعف می کند و به همین دلیل است که می خواهد ضعف خودش را در جای دیگری جبران کند. حتی اگر می بینید داور دارد ناداوری می کند، بازی گفتگو را ترک نکنید و علیه شورای داوران شعار ندهید. این همان چیزی است که رقیب شما به دنبال آن است. تمسک او به داور نشانه برتری شما در گفتگوست. همه باید بدانیم در بین ما زمینیان هیچ داور بیطرفی وجود ندارد. ذوق زذگی مجری برنامه را در برابر همفکرانش حتما شاهد بوده اید. او به خوبی می¬داند که میلیونها نفر شاهد اجرای او هستند. ولی نمی¬تواند جلوی احساساتش را بگیرد.
در اینجا می خواهم یکی از نقدهای رایج به سبزها را فرمالیزه کنم. فرمالیزه کردن روشی برای نقد نظریه هاست. در این روش شما گزاره ها یا عناصر اصلی یک نظریه را به صورت نمادین می نویسی تا مبادا بار احساسی یا معنایی آنها بر روحیه نقد علمی شما تاثیر بگذارد. البته فرمالیزه کردنی که من اینجا استفاده می کنم بدون استفاده از علائم ریاضی است.
نقدی که مدام مثل پتک بر سر هر اصلاح طلبی وارد می شود این است که شما همانی هستید که آمریکا و اسرائیل از شما حمایت می کند. شما اگر طرفدار انقلاب هستید و به فکر آینده این مرز و بوم هستید چرا دشمنان قسم خورده این انقلاب از شما دفاع می کنند.
حال اگر به اصلاح طلبان نماد S (کنایه از سبز)، آمریکا و اسرائیل نماد D (کنایه از دشمن)، انقلاب و ایران (IR) و محافظه کاران هم (M) باشند. برای نقد این نقد در مقام یک بیطرف چند سوال جدی می توان مطرح کرد؟
مجموعه الف:
۱- D دشمن IR است. ۲- M دوستدار IR است. ۳- D دشمن ِ M است. (چون عقل حکم می کند D دشمن ِ دوستان ِ دشمن خود نیز باشد).
مجموعه ب:
۴- D دشمن IR است. ۵- D دوستدار S است. ۶- S دشمن M است بنابر این ۷- S دشمن IR است (به دو دلیل چون اولا دشمن IR ، او (S) را دوست دارد. دوما S با M که دوست IR است، دشمن است).
اگر دقت کنید متوجه می شوید که نقدی که بر اصلاح طلبان می شود معادل گزاره ۷ است. برای نقد این نقد باید مبانی آن را (مفروضات ۱ تا ۶) مورد بررسی قرار بگیرد.
نتیجه ۱: Sها نه تنها باید از هرگونه تلاش برای اثبات غلط بودن گزاره ۱ پرهیز کنند بلکه باید از هر حرکتی که بوی تعامل دوستانه می دهد، پرهیز کنند. چون M تمامی حرکات S را زیر نظر دارد. البته S ها به دلیل تنوع بسیار زیادی که در طیف هوادارانشان وجود دارد، در این زمینه که بهانه ای به دست M بدهند از پتانسیل بالایی برخوردارند.
نتیجه ۲: یکی از جلوه¬های بارز دوستی D با S آن است که S ها از طریق بلندگوهای D ها حرفهایشان را به گوش طرفدارانشان برسانند. این کار بهترین فرصت را برای M فراهم می سازد تا ادعای گزاره ۵ را تکرار کند. M برای اثبات مدعای خود عمدا راههای اطلاع رسانی S ها به طرفدارانش را می بندد تا زمینه برای نزدیکی S با D فراهم شود و از این طریق مدارک کافی برای اثبات دوستی آن دو فراهم شود.
نتیجه۳: حال که زمینه مناسبی برای S ها در صدا و سیما برای رساندن پیام خود به هواداران فراهم شده است باید به خوبی از این فرصت برای نقد گزاره ۵ استفاده کرد. کاری که من در اینجا می خواهم انجام بدهم:
D اگر واقعا حامی S است، باید کاری کند در عمل S، بر M پیروز شود، حال آنکه هر وقت D از S حمایت می کند زمینه برای سرکوب S و تسلط M مناسب¬تر می شود. دوست واقعی آن است که موجب تقویت پایگاه دوستش بشود نه تضعیف آن.
D به خوبی می داند که حمایت از S به جای آنکه زمینه تقویت S را در داخل فراهم سازد موجب تضعیف و سرکوب آنها می شود. او علیرغم اطلاع از این وضعیت همچنان و بطور علنی از S حمایت می کند. او هر چه بیشتر حمایت کند متهم کردن S ها در داخل ساده تر خواهد شد. بنابر این جای سوال است که او چرا این روش تکراری و نخ نما شده را که M به خوبی به آن واقف است، برای کمک به Sها انتخاب می کند؟ او که می داند با اتخاذ این رویه موقعیت S ها رو به ضعف می گذارد چرا همچنان بر ادامه این رویه اصرار می کند؟ چگونه می توان D را در حالی که به ضرر S اقدام می کند دوستِ آن نامید.
D خیییییییییلی باهوش¬تر از آن است که نقشه¬هایش را به سادگی لو بدهد. D فقط و فقط طرفدار خودش است. کاری که هر آدم عاقلی فقط و فقط به آن فکر می کند.

۱۰ دیدگاه » برای "رو به فردا"
اصلا خوشم نمیاد از این برنامه! اون قسمتی که شریعتمداری و کواکبیان بودن اعصاب خورد کن بود و مدام این شریعتمداری مغالطه و سفسطه میکرد. درسته که جایگاهی واسه نظر دادن مقابل شما ندارم اما به عقیده ی من این برنامه برای خورد کردن، تحقیر کردن و از بین بردن سبزها ساخته شده نه جولان دادن برای اونها. از وقتی نظریات ارتباطات میخونم دارم میفهمم که این رسانه های جمعی چه جوری روی مخ ملت تاثیر میذارن! اینم یک جور تاثیر گذاشتنه دیگه…
راستی، این فرمالیزه کردن واقعا جالب بود..
سلام. بعد چند وقت که تصمیم گرفته بودم توی هیچ بحث سیاسی شرکت نکنم از تحلیلتون حسابی لذت بردم. را ستی فرشته جون بزرگی میگه پیاده هم شده است حرکت کن در ماندن می پوسی! شاید در شرایط الان اینجور بحث ها بهترین راه حل باشه مردم الان نسبت به خیلی چیزها آگاهی دارن باید یه موضوعی رو بگم بعد جریانات انتخابات من الان نه سبزم و نه هیچ رنگ دیگه ای ، نه اصلاح طلب و نه اصولگرا چون هر دو گروه این قدر اشتباه داشتن که دیگه نتونم به هیچکدومشون اعتماد کنم به امید روزی که ایرانمون رنگین کملن بشه…..
از دیدگاه یک بی طرف:این مساله (دوستی DباS)که در واقع دستآویزی برای اتهامSهابوده،از همان ابتدا خیلی پیش پا افتاده به نظر می رسید.یعنی این اصلا دلیل مانع و جامعی نبود،اما به نظر می رسه اون چیزی که برایSها قابل نقد بوده و هست ،همین بحث شفاف سازیه که شما هم اشاره کردید.یعنی شاید نقد اساسی بهS ها اینه که به دلیل سیاستی که به خرج دادن راه رو برای اتهام از جانبMو سو استفاده D باز گذاشتن،یکی از توجیهات به نظر شما نبودن رسانه برای اظهار این شفاف سازیه،این توجیه وضعف قابل قبولیه،اما مساله این جاست که S ها از راه های دیگری که می تونست وجود داشته باشه استفاده نکردن .مثلا یک تجمع توسطSهای اصیل(از همین تجمع هایی که دانشجویان یا برخی دیگه از اقشار به بهانه های مختلف راه می اندازن)در جهت اعلام برائت از برخی اتهامات آشکارا نادرست(مثل همین دوستی باD).ویا…
به هر حال به نظر میرسه ، همون طوری که شما گفتید، این قبیل برنامه ها می تونه فرصت مناسبی برای Sها باشه.
در ضمن واقعا خوشحالم که هنوز افرادی مثل شما با تفکر نقاد و یک نگاه کاملا عینی، هستن که امثال من بتونیم ازشون استفاده کنیم.قبل از مطلب شما، این حس زمانی بهم دست داد که تحلیل دکتر اورعی رو بر وقایع پس از انتخابات شنیدم.
من مثل همیشه واقعا به شما افتخار می کنم!!!(به خودم:گیرم پدر تو بود فاضل…!!!)واقعا یادداشت عالی ای بود. از خوندنش واقعا لذت بردم.
سلام استاد جان . امیدوارم ( خوب ) باشید .
چند نکته : ۱) تحلیل تون خیلی منطقی و جالب و ( گفتگو مدارانه ) بود > آفرین .
۲) نمیدونم چرا بعضی از بزرگها و عقلای کشورمون فکر میکنند که آدمایی که هم
نظرشون نیستند ، همگی دسته جمعی ، فریب خورده و اغتشاشگر و برانداز هستند !!
۳) با نظر همکلاسیمون ، خانم ( سعیده ….. ) موافقم که s ها،می بایست مرزبندی
روشنی میکردند ، اما بهتره این شفاف سازیها از طرف هر دو جناح باشه ، که
برخی از افراطی ها هم ( یا شاید M ها ) باید این نکته رو روشن کنند که هر
معترض و غیرهمنظری ، معاند و برانداز و آمریکایی نیست . و همه مون دارای یک
رهبر ، یک دین ، یک هدف ، یک خدا ، و از یک کشور با فرهنگ هستیم .
۴) ادب مرد به ز دولت اوست / این نباید در مورد دولت صدق کنه که متاسفانه این
گفته ، از زمان تبلیغات و مناظره ها ، در مورد دولت ، صادق است .
۵) در هر صورت ، این وضع خوبی نیست که الان کشور ما ، با اون روبرو است .
ما ایانی هستیم ، واقعا” لیاقت ایرانی ، کشوری متحد و موفق ، است . نه کشوری آشفته و
درگیر . به امید ایرانی آباد ، با قانون ، پیشرفت و آزادی .
خیلی دوست تون دارم / داریم / دارند / !!!
اینقدر دوستتون دارم که اینجا ، جا نمیشه بنویسیم .
سبز باشید
بالاترینی شدید استاد
http://balatarin.com/permlink/2010/1/17/1918540
ممنون از تحلیلتون !
یه سوال درباره عکس , این عکس از مدرسه اریو مصلا نژاد نیست ؟
۱٫ رنگ تیکه پایین تخته مثل اریوه :دی:
۲٫ دست خط عربی که زیر هست , شبیه دست خط یکی از معلم های عربی آریو ه :دی:
پ.ن
احتمالا اشتباه می کنم.!!
سلام به همه. علی جان راست می گی. آفرین به این هوش و حافظه. نشانی اش که درست بود. بقیه اش رو نمی دونم باید سوال کنم. سعید جان خیلی ممنوم از یادداشتت. فرشته زمینی و سعیده و زینب هم خیییییلی مااااااااااااااهن.
هاها :دی: مرسی ! لول ! خط اقای عباس زاده باید باشه ( اگر هنوز هستن تو مدرسه ) ( اینو شک دارم :دی:)
کدوم کلاس ایون نوشته ؟! اولی دومی سومی پیش چی ؟ ایا چیزه معمول ای شده شعار نویسی ها ؟ :دی:
پ.ن
ممنون از جوابتون و ببخشید که هی سوال می کنم :دی:
بالاترینی شدنتونم مبارک !
دیدگاه خود را بیان کنید