بارها پیش آمده که وقتی در حال رانندگی هستم منظره روبرو یا کنار بسیار زیبا به نظر می رسد اما وقتی توقف می کنم و پیاده می شم اون زیبایی قبل محو می شه. اوایل خیلی واسم سوال برانگیز بود. حتی یکبار به این نتیجه رسیدم که بعضی مناظر رو باید گذرا تجربه کرد. زیبایی اونها به گذار گره خورده. حتی عکسی که در هنگام گذار از اونها گرفته می شه نمی تونه زیبایی شون رو نشون بده. باید ازشون فیلم گرفت. فیلم می تونه به نحو بسیار موثری زیبایی گذار رو نشون بده. به این ترتیب من به نحوی شهودی و اکتشافی نیاز به فیلم و عکس رو در خودم به طور جداگانه شناخته ام.

اخیرا یه تجربه دیگه داشتم. این بار متوجه شدم تفاوت زیبایی منظره روبروی من از داخل ماشین و بیرون آن،  ربطی به گذار نداره. حاصل این تامّل برایم جالب بود. حقیقت اینه که زیبایی برخی مناظر از داخل ماشین تحت تاثیر کادر پنجره هایی است که ما از قاب آنها بیرون را نگاه می کنیم در حالیکه وقتی پیاده می شویم بدون کادربندی بیرون را تماشا می کنیم. کادرها در احساس و شناخت ما تاثیر بسیار تعیین کننده ای دارند. این تاثیرپذیری احساسی یا شناختی منحصر به طبیعت و کادر پنجره ماشین نیست. در هر شرایطی و در باره هر سوژه ای صادق است. حال که اینقدر تاثیرپذیریم و اغلب اوقات هم ناخودآگاه. پس جا دارد که مقداری از مطلق انگاریهایمان کوتاه بیاییم.