خانه ام ابری است
۲۲, فروردین ۱۳۸۹
نویسنده: مجید حیدری چروده | موضوع: زندگی
خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با ان
ازفرازگردنه – خرد و خراب و مست
باد می پیچد،
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من.
آآآآآآآآآی نی زن . که تورا آوای نی برده است دور از ره – کجایی ؟
خانه ام ابری ست اما
ابربارانش گرفته است.
درخیال روزهای روشنم کزدست رفتندم –
من به روی افتابم
می برم درساحت دریا نظاره –
و همه دنیاخراب وخرد ازباد است-
وبه ره – نی زن که دایم می نوازد نی –
دراین دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.
۶ دیدگاه » برای "خانه ام ابری است"
من دلم ابریست.. اما کو بارانی؟!
این خانه ی مجازی تا جایی که به یاد می آورم همیشه کم و بیش آفتابی است. وقتی ابری است، دل آدم دو چندان می گیرد… امیدوارم دوباره آفتابی بشود…
دلم تا حالا خیلی وقتا شده که ابری شه ، اما دریغ از بارون واسه زنده شدنی دوباره
کاش مردم دانه های دلشون پیدا بود
خانه ام آتش گرفتس آتشی جانسوز………………
این درها را باز کنید می خواهم فریادی بزنم….آی فریاد…….
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم…..روزگار غریبیست نازنین… خدای را درپستوی خانه نهان باید کرد…..نور را در پستوی خانه نهان باید کرد…. عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد…..روزگار غریبیست نازنین…..
دیدگاه خود را بیان کنید