در این بخش می خواهم به پژوهشهای اجتماعی هم از حیث محتوایی و هم از لحاظ روش شناسی نگاهی حتی الامکان علمی داشته باشم.
ماه رمضون امسال تصمیم دارم یک دوره فشرده بازخوانی تبیین در علوم اجتماعی تالیف دانیل لیتل ترجمه دکتر سروش رو در محل پژوهشکده مون بذارم. دوستانی که به کاربرد نظریه های جامعه شناختی در تحقیقات علاقمند هستند اگر فرصت داشتبه باشن بیان خیلی خوب می شه. به امید اینکه همه با آمادگی قبلی در این دوره شرکت کنند. ساعت و روز کلاسها: ساعت ۶ تا ۷٫۳۰ صبح روزهای فرد ماه مبارک. دوستان علاقمند با ای میل خانم اسکافی (meskafi@yahoo.com) هماهنگ کنند
تبلیغات شدید رسانه ها و کالایی شدن پزشکی در زمینه تغذیه کاری کرده که آدمها از اضافه وزنشان خجالت بکشند و خود را به خاطر بار اضافه گوشت و چربی مجازات بکنند. با اینحال نمی توان گفت اضافه وزن یا کمی آن ایرادی ندارد. به نر من هر دو حالت را باید نشانه غیرطبیعی بودن دانست. علی الظاهر هر کسی باید طوری رفتار کند که درونداد سیستم جسمانی اش با برونداد آن تناسب داشته باشد. اگر کسی بیش از خروجی های خود، ورودی داشته باشد مسلما دچار اضافه وزن می شود و نیز برعکس. در فرآیند کالایی شدن پزشکی، کار رسانه ها بزرگنمایی همین موضوع است. به هر حال من بر این عقیده ام که هم در خوردن بیش از اندازه یا کمتر از اندازه، عامل دیگری غیر از اراده ما دخالت دارد و نشانه عدم تسلط ما بر رفتار غذایی است. اما این ضعف اراده را نباید مستحق مجازات دانست. ما در چنین مواقعی بیمار هستیم و یک بیمار را نباید مجازات کرد بلکه باید درمانش کنیم. من تا به حال تجربه های متعددی در زمینه رژیم غذایی داشته ام. هم از نوع خوددرمانیش و هم از نوع مشاوره تخصصی پزشکیش. وقتی یک پزشک متخصص تغذیه پودری را تجویز می کند که بی اشتهایی ایجاد می کند در حقیقت هیچ کاری به عادات فرهنگی تغذیه آدم ندارد. او فقط آخرین علت منجر به خوردن را خنثی می کند، همین. کسی هم که مشاوره تغذیه می دهد و نوع غذاهای شما را عوض می کند تا به وزن مطلوب برسید به خاطر پاداش های روانی که در هر جلسه مشاوره ارائه می دهد، شما را به سرمنزل وزن مطلوب می رساند. اما همینکه رابطه شما با او قطع می شود و پاداش ها ادامه پیدا نمی کند روز از نو و روزی از نو. دیری نمی کشد که شما مجددا به وضعیت سابق بر می گردید. روانشناس تغذیه در حقیقت به یک حلقه قبل از متخصص تغذیه می پردازد و آن فعل و انفعالات روانی قبل از خوردن است. اما واقعیت این است که خوردن در اغلب موارد رفتاری نیست که در خلاء اتفاق بیافتد. دیگران بسیار زیادی شاهد جزئیات رفتار غذایی ما هستند و بر آن نظارت دارند. من وقتی به رفتار غذایی غریبه و آشنا توجه می کنم می بینم افراد فارغ از سن، جنس، تاهل، تحصیلات، قومیت، مذهب و … رفتار غذایی مشابهی دارند و عموما بیش از خروجی، دارای ورودی هستند به این نتیجه می رسم که جامعه بیمار است و نیاز به جامعه شناس متخصص تغذیه داریم.
همبستگی کانونی یک روش آماری است برای سنجش رابطه همبسنگی یک دسته از متغیرهای مستقل با یک دسته از متغیرهای وابسته از طریق عوامل پنهان در ورای این دو دسته. (یک عامل برای متغیرهای مستقل و یک عامل برای متغیرهای وابسته). برای اجرای این روش آماری تحلیلگر باید از پنجره syntax نرم افزار SPSS استفاده کند زیرا دستورات مربوطه از طریق منوهای SPSS (البته تا ورژن ۱۹) در دسترس نیست. فرمان لازم برای گرفتن خروجی همبستگی کانونی که مو به مو باید در پنجره syntax نوشته شود از دو قسمت تشکیل شده است. بخش اول آن عبارت است از
include ‘C:\Program Files\IBM\SPSS\Statistics\19\Samples\English\canonical correlation.sps’. s
به قسمتی که با قرمز نوشته ام توجه کنید. این قسمت در حقیقت آدرسی است که فایل canonical correlation.sps در آن قرار دارد. این آدرس بستگی به ورژن نرم افزار SPSS و محل نصب آن در کامپیوتر شما دارد. شما باید آدرس ویژه خودتان را بنویسید. ساده ترین کار برای پیدا کردن نشانی دقیق این فایل جستجوی آن از طریق برنامه های جستجوی نصب شده در کامپیوتر شماست. یکی از اشتباهات رایج در اجرای این دستور اشتباه در نوشتن همین نشانی است. بخش دوم دستور مربوط به همبستگی کانونی به شرح زیر است:
/ cancorr set1= VARLIST /set2= VARLIST /. s
به جای قسمت هایلایت شده باید اسامی متغیرهای دسته اول و دسته دوم خود را با فاصله بنویسید فراموش نکنید که در هر بار استفاده از این دستور فقط یک فایل داده باید باز باشد و اگر قصد داشته باشید برای فایل داده جدیدی از این دستور استفاده کنید حتما باید نرم افزار را ببندید و دوباره اجرا کنید. برای مطالعه مفروضات و نمونه تفاسیر خروجی این روش آماری به یادداشتهای G.David Garson در سایتش در ارتباط با Canonical Correlation و همچنین کتاب روشهای پیشرفته آماری دکتر کلانتری مراجعه کنید.
بالاخره کتاب دومم هم درومد. راهنمای کاربردی spss با تاکید بر روش تحقیق وآمار. اگر تلاشهای خانم فروغ زاده (همکارم در تالیف این کتاب) نبود. قطعا به این زودیها منتشر نمی شد. ناشر این کتاب انتشارات جامعه شناسان تهرانه. ناگفته نماند که علیرغم انتشار نسبتا سریع این کتاب توسط ناشر، متاسفانه دو اشکال عمده در چاپش مشاهده می شه. اولیش اینکه ناشر فراموش کرده مقدمه کتاب رو چاپ کنه. دوم اینکه در فهرست مطالب کتاب تیترهای اصلی و فرعی رعایت نشده ست.
لازمه بگم این کتاب به صورت خودآموز نوشته شده و فکر می کنم نیاز به معلم ندارد! ریلا فهرست مطالبش رو میارم شاید اطلاعات بیشتری به خواننده بدهد.
بخش اول: مقدمات
درس اول: معرفی و راهاندازی برنامه spss
-مقدمه
-راه اندازی برنامه SPSS
-کاربرگها
-تعریف متغیرها
-آشنایی با ساختار فایل داده
-نحوه ضبط و فراخوانی فایل دادهها
درس دوم: کدگذاری
-مقدمه
-نحوهی کدگذاری
§کدگذاری سوالات بازپاسخ بر اساس رویکرد تئوریک۰
§کدگذاری سوالات بازپاسخ بر اساس رویکرد تجربی
§کدگذاری سوالات بی پاسخ یا پاسخهای مبهم
§کدگذاری پاسخ های بی نظر یا نمی دانم
درس سوم: ویرایش دادهها
-مقدمه
-اصول ویرایش داده ها
درس چهارم: کدگذاری مجدد و دسته بندی دادهها
-مقدمه
- حالتهای مختلف دستور Recode
-کاربردهای دستور Recode0
درس پنجم: سنجش پایایی
-مقدمه
-سنجش پایایی از حیث همسازی درونی به روش آلفای کرانباخ
درس ششم: شاخص سازی
-مقدمه۰
-شاخص و شاخص سازی۰
-روش شاخص سازی از متغیرهای ناهم دامنه
-شاخص سازی با استفاده از دستورCompute
بخش دوم: توصیف نتایج به کمک روشهای آمار توصیفی
درس هفتم: توصیف یک متغیری نتایج
-مقدّمه
-توصیف یک متغیری
درس هشتم: توصیف دو متغیری نتایج
-مقدمه
-توصیف یک متغیر کیفی بر حسب یک متغیر کیفی
-توصیف یک متغیر کمّی بر حسب یک متغیر کیفی
بخش سوم: آمار استنباطی- روابط همبستگی و علی
-مقدمه
درس نهم: رابطه همبستگی و علّی بین متغیرهای اسمی
-مقدمه
-آزمون و ضریب مناسب برای سنجش رابطه علّی بین متغیرهای اسمی
- آزمون و ضریب مناسب برای سنجش رابطه همبستگی بین متغیرهای اسمی۰
درس دهم: رابطه همبستگی و علّی بین متغیرهای رتبهای
-مقدمه۰
-ضرایب مناسب برای سنجش رابطه علّی بین متغیرهای رتبه ای۰
-ضرایب مناسب برای سنجش رابطه همبستگی بین متغیرهای رتبه ای
درس یازدهم: رابطه همبستگی بین متغیرهای کمّی
-مقدمه
-آزمون فرض غیرنرمال بودن متغیرهای کمّی
-ضرایب مناسب برای سنجش رابطه همبستگی بین متغیرهای کمّی
بخش چهارم: مقایسهها
درس دوازدهم: مقایسه میانگینها
-مقدمه
-مقایسه میانگین یک متغیّر کمّی در دو گروه۰
-مقایسه میانگین دو متغیر کمّی در یک گروه
-مقایسه میانگین یک متغیر کمّی با یک مقدار ثابت
درس سیزدهم: تحلیل واریانس یکطرفه
-مقدمه
-مقایسه میانگین یک متغیر کمّی در بیش از دو گروه
درس چهاردهم: مقایسه متغیرهای رتبهای
-مقدمه
-مقایسه یک متغیر کیفی رتبه ای یا کمّی غیر نرمال در دو گروه
-مقایسه دو متغیر کیفی رتبه ای یا کمّی غیر نرمال با یکدیگر
-مقایسه یک متغیر کیفی رتبه ای یا کمّی غیر نرمال در بیش از دو گروه
-مقایسه چند متغیر کیفی رتبه ای یا کمّی غیر نرمال در یک گروه۰
درس پانزدهم: رگرسیون چندگانه خطی
-مقدمه
-رگرسیون چندگانه خطی
شوارتز یک مقیاس طراحی کرده است برای سنجش ارزشهای اجتماعی. در این مقیاس ۵۷ گویه آمده است. نظیر:
۱- آزادی اندیشه و عمل (مستقل بودن)
۲- زندگی مهیج، زندگی متنوع (پر از چالش، تازگی و تغییر)
۳- شادی طلبی و خوش گذرانی در زندگی
۴- احترام به خود (اعتقاد به ارزشمند بودن خود)
و به همین شکل تا ۵۷ آیتم دیگر.
پاسخگویان باید پاسخی در قالب نمره ۱ کاملا مخالفم تا ۷ کاملا موافق به هر آیتم بدهند. سپس بر اساس میانگین اولویت بندی ارزشی جامعه مورد بررسی تعیین می شود.
من یکسالی هست که مشاور از راه دور کمیته پژوهشی صدا و سیمای استان سمنان هستم. محقق پس از آزمایش مقدماتی پرسشنامه شوارتز به نتایجی رسید که من هم در مقام نقد نتایج محقق و شوارتز حرفایی نوشتم. چون از استدلالم خوشم آمد عینا در اینجا می گذارم تا دوستان نقد کنند. محقق در تست مقدماتی به دو تا مشکل برخورد کرد:
۱- مردم محافظه کارند و به عواقب پاسخهای خود نگاه می کنند.
۲- اکثر پاسخگویان به آنها پاسخ زیاد و خیلی زیاد می دهند و این از جواب درست و منطقی دور است.
لذا برای آنکه مشکل را حل کند گویه ها را به شکل زیر تغییر داد. مثلا به جای اولی:
در برخی جوامع آزادی اندیشه و بیان وجود دارد و در برخی جوامع دیگر این آزادی تا حدودی محدود شده است. به نظر شما در جاکعه ما تا چه اندازه آزادی بیان و اندیشه وجود دارد؟
یا به جای دومی
خیلی ها معتقدند که زندگی شان یکنواخت شده و امروز و دیروزشان هیچ فرقی با هم ندارد. شما فکر می کنید زندگی تان تا چه اندازه دچار یکنواختی شده است؟
و اما پاسخ من:
محافظه کاری و عاقبت نگری پاسخگویان یکی از مشکلات اساسی پژوهشگران برای تحقیق در جامعه ماست.ولی در ارتباط با مقیاس شوارتز این ایراد به آنان (پاسخگویان) وارد نیست. زیرا گویه های مقیاس شوارتز اصلا حساسیت زا نیست و پاسخ کم یا خیلی کم به آنها هیچ حساسیتی ایجاد نمی کند و برای کسی مشکل زا نخواهد بود.
از طرف دیگر ایراد دوم هم وارد نیست. چون اموری که در پرسشنامه شوارتز آمده است همگی از امور مهم و پسندیده ای است که انسانها کم و بیش به آنها علاقمند هستند و اتفاقا اگر پاسخ کم یا خیلی کم به آنها زیاد شود جای تعجب است. واقعیت این است که ما به هیچ شکلی به آن منطقی که شما به آن اشاره کرده اید دسترسی نداریم تا جوابهای پاسخگویان را با آن مقایسه کنیم. پاسخ حقیقی نزد خداوند است و ما صرفا به صورت بین الاذهانی دل خوش می کنیم که تا حدی به آن نزدیک شده ایم.
حال بگذریم. من به خوبی می دانم که زحمت زیادی برای طراحی پرسشنامه دوم کشیده شده است. ولی ایراد به محتوای گویه های شوارتز بر نمی گردد. بلکه ایراد به نوع پاسخها بر می گردد. پاسخهای ۱ تا ۷ که به معنای میزان موافقت است اشکال دارد. معنای ۷ که اوج موافقت است مبهم است و همینطور معنای بقیه نمرات. لذا باید این نمرات تعریف عملیاتی شوند. من پیشنهاد می کنم گویه ها همان گویه های شوارتز باشد ولی پاسخها را اصلاح شود. ناگفته نماند معمولا این مدل پیشنهادات من با مقاومت محققین جوان مواجه می شود که آقا این پرسشنامه استاندارد خارجی است و فلان و بهمان. ایراد کار من و امثال من این است که حرفای ما در ژورنالهای خارجی نیست و به زبان وطنی خودمان است! لذا توصیه می کنم پاسخهای ۱ تا هفت را عملیاتی کنید مثلا:
۷ خیلی موافقم در حدی که حاضرم جانم را برای تحقق آن قدا کنم.
۶ موافقم تا حدی که حاضرم کلیه دارایی ام را در راه آن خرج کنم.
۵
۴
۳
۲ اهمیتی برایم ندارد و حتی حاضر نیستم یک قدم برای تحقق آن بردارم.
۱ اصلا برای من مهم نیست چون حتی ارزش فکر کردن ندارد.
زحمت آن سه تای دیگر با دوستان. البته کار ساده ای نیست. همین چارتا کلی ذهن مرا مشغول خودش کرد. همانطور که ملاحظه خواهید کرد این شکل طراحی پاسخ می تواند تاثیر دگرگون کننده ای در واکنش پاسخگویان داشته باشد. اما از آنجا که پاسخهای طولانی فوق را نمی توان در سر ستونهای پرسشنامه قرار داد پیشنهاد می کنم به عنوان توضیح یا راهنما در یک کادر مشخص در بالای پرسشنامه (در تمامی صفحات، تا نیاز به برگشتن به صفحه اول نداشته باشد) بگنجانید.
امروز یه محقق که در سطح ملی داشت یک تحقیق انجام می داد آمده بود به پژوهشکده تعلیم و تربیت آ.پ و برای انتخاب مدارس عضو نمونه درخواست کرد لطفا منو به مدارسی معرفی کنید که نزدیک حرم باشه و به زیارتم برسم!!! نکته جالبتر این بود که می خواست با یه پرسشنامه عملکرد تحصیلی برگرفته از آزمون بین المللی تیمز، کیفیت کتابهای درسی جدیدالتالیف را ارزشیابی یکند!
تجربه سالها پژوهش و ارائه و نقد و بررسی گزارشها و ارائه، منو به این نتیجه رسانده که هر محققی صلاحیت ارائه نتایج کارش را ندارد. ولو آنکه کارش را خیلی خوب انجام داده باشد. ارائه نتایج شبیه بسته بندی کالاست. چه بسا کالای خوب که کیفیت بسته بندی آن ضعیف باشد. ارائه یک تخصص است که هرکسی مهارت آن را ندارد. شاید لازم باشد برای ارائه نتایج یک کارگاه تخصصی گذاشته شود.
آشپزخانه یکی از نمادهای جابجایی کارکردی در خانواده معاصر شهری است. جایی که انجام یکی از وظایف مهم خانواده را بر دوش می کشد. اساسا نخبگان اقتصادی جامعه معاصر تمامی تلاش خود را به کار می گیرند تا از نیاز دیگران حداکثر استفاده را بعمل آورند. لذا با هدف جلب رضایت و تامین راحتی و آسایش مشتریان غذای مورد نیاز شما را با کیفیت یا قیمت دلخواه تهیه می کنند. پژوهش یا تحقیق نیز یکی از نیازهای مهم دانشجویان و برخی اقشار جامعه ماست. امروزه اگر نگاهی گذرا به در و دیوار کافی نت¬های فعال در سطح شهر بیاندازید متوجه خواهید شد در این مراکز تحقیق آماده به فروش می رسد. دیگری نیازی نیست که زحمت جستجو، تجزیه و تحلیل و تنظیم مطالب را به دوش بکشید. کافی است نام و نام خانوادگی خود و استادتان را بگویید. در یک چشم به هم زدن تحقیق شما آماده می شود! این آشپزخانه¬ها روز به روز فعال تر شده و گستره خدمات خود را افزایش می دهند. به عنوان مثال اخیرا چاپ مقاله در مجلات علمی پژوهشی معتبر داخلی و خارجی را نیز به خدمات پیشین اضافه کرده اند. شما در منزل یا محل کار خود آسوده خاطر باشید، آنها برای شما مقاله تهیه می کنند و به نام شما به چاپ می رسانند! گسترش این آشپزخانه ها دلایل متعددی دارد که یکی از مهمترین آنها، تخصیص بخشی از نمرات امتحانی دروس دانشگاهی به تحقیق است بی آنکه دانشجویان مربوطه عملا درس¬های روش تحقیق نظری و عملی را گذرانده باشند. تحقیق در این معنا به ابزاری برای دریافت نمره بیشتر تبدیل می شود و کم نیستند دانشجویانی که برای جبران کسری نمره از استاد درخواست می کنند یک کار تحقیقی را به آنها واگذار کند. فقدان مقیاس استاندارد برای سنجش کیفیت پژوهش¬های انجام شده یکی دیگر از عوامل موثر بر گسترش چنین آشپزخانه هایی است. وقتی دانشجو احساس کند فرقی بین تحقیق خریداری شده از این آشپزخانه ها و تحقیقی که با زحمت و تلاش بسیار انجام می شود، وجود ندارد، طبیعی است راه آسان¬تر را بر راه دشوار ترجیح دهد. عامل سوم ضعف دانش روش تحقیق نظری و عملی در بین دانشجویان است. بسیاری از دانشجویان فاقد سواد و مهارت لازم در این زمینه هستند. لذا طبیعی است که به سوی چنین آشپزخانه¬هایی گرایش پیدا کنند.
دو هفته پیش یکی از اعضای گروه پرسشنامه پایان نامه اش رو که درباره سنجش رضایت شغلی کارکنان جهاد بود توی جلسه هفتگی گروه ارائه کرد. توی مدل تحلیلی اش رضایت از سرپرست، رضایت از محیط شغلی و رضایت از ارتقا و درآمد رو به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته بود و رضایت از کار را به عنوان متغیر وابسته. خب این مدل بر خلاف مدل های رایج سنجش رضایت شغلیه که همه اینها را به عنوان ابعاد متغیر وابسته در نظر می گیرن.
طی نقد و بررسی مدل به نتایج جالبی رسیدم و اساسا جلسه گروه مون رو حتی اگر کار به ظاهر قوی درش ارائه نشه به دلیل همین یافته هاش خییییییییییییلی دوست دارم. احساس بودن به ام می ده. نقد من به کار این شاگرد قدیمیم این بود که تو اگه می خوای مدل جدیدی ارائه بدی لااقل یه نقد کوتاه بر مدلهای رایج قبلی بنویس که معلوم بشه مزیت کار تو بر اونها چیه. از طرف دیگه در مدلهای قبلی و اساسا همه مدلهایی که به سنجش رضایت و نگرش و از این قبیل مفاهیم می پردازند به جای آنکه به تجزیه خود مفاهیم رضایت و نگرش پرداخته شود به تجزیه متعلقات این مفاهیم (مثلا شغل) پرداخته می شود. نقد سومم این بود که محققین قبلی خودآگاه یا ناخودآگاه از معرفهای وابسته علی یا معلولی (به تعبیر رفیع پوری در کتاب کندوکاوها) به سنجش رضایت شغلی پرداخته اند و هیجکدومشون معرف تحلیلی مستقیم برای رضایت شغلی طراحی نکرده اند.
پیشنهادم که خودمان هم ازش خیلی خوشمان آمد!!! این بود که اگر شغل را به عنوان یک ابزار در نظر بگیریم که قرار است نیازهایی را برآورده کند، رضایت از شغل یعنی احساس مثبت ناشی از برآورده شدن نیازهایی که شغل وسیله اصلی آن بوده است. حالا اگر نیازهای مهم آدمی را بر اساس هرم نیازهای مازلو پنج طبقه در نظر بگیریم رضایت شغلی کامل وقتی رخ می دهد که نیاز به خودشکوفایی فرد هم از طریق شغلش حاصل شود. مراتب پایین تر رضایت هم بر اساس نیازهای مرتبه پایین تر سنجیده می شود. البته باید به اهمیت نیازهای مختلف و نیز امکان برآورده شدن آنها از طریق ابزارهای دیگر نیز توجه کرد.
فرض کنید نتیجه تحقیقی که در باره بهرهمندی از تلفن همراه در بین نوجوانان و جوانان ساکن در مشهد انجام شده است نشان دهد ۷۰ درصد از نمونه ۱۲۰۰ نفری مورد بررسی دارای تلفن همراه هستند، آیا می توان با تکیه بر همین یافته ادعا کرد پس در بین جامعه آماری نوجوانان و جوانان ساکن در شهر مشهد نیز، دقیقا ۷۰ درصد دارای تلفن همراه هستند؟ اگر شاخصی را که در نمونه حاصل شده است، اصطلاحا آماره و شاخصی را که در جامعه وجود دارد، اصطلاحا پارامتر بنامیم صورت فنی سوال فوق این است که آیا آمارهها دقیقا با پارامترها برابر هستند. در پاسخ باید گفت «نتایج تحقیقاتی که به شیوه نمونه گیری انجام می شوند، عاری از قطعیت هستند» (عمیدی، ۱۳۸۵: ۱۴). بدین معنا که نتایج برآوردها با مقدار واقعی[۱] تفاوت دارد، زیرا از یک سو کل جامعه آماری مورد بررسی قرار نگرفته است و تنها بخشی از آن انتخاب شده و مورد سنجش قرار گرفته است و از سوی دیگر نتایج مربوط به اندازهگیری ها همواره با قدری خطا همراه است. به بیانی دیگر معمولا نتایج بررسی های مختلفی که در باره یک موضوع معین در یک جامعه آماری مشخص انجام می شود یکسان نیست و قدری با هم تفاوت دارد. این مهم نشانگر مفهوم خطا یا عدم دقت در مباحث مربوط به نمونهگیری است.
بنابر این اگر محقق طالب درجهی دقت بیشتری است، باید دو کار مهم انجام دهد:
نخست آنکه از ابزارهای روا[۲] و پایا[۳] برای سنجش متغیرهای تحقیق استفاده کند. تامین روایی و پایایی ابزار و تلاش برای افزایش این دو مستلزم تکنیکهای زیادی است که خود موضوع کتاب جداگانه ای است[۴].
دوم آنکه نمونه گیری را به صورت تصادفی انجام دهد و حجم نمونه مورد بررسی را افزایش دهد که البته با مشکل افزایش هزینه ها و کمبود وقت مواجه خواهد شد.
در اینجا چند سوال مهم مطرح میشود:
۱- آیا اندازهی ثابتی برای درجهی مطلوب دقت نمونهگیری وجود دارد؟
۲- درجهی مطلوب دقت نمونهگیری چقدر است؟ و
۳- تعیین آن بر عهده چه کسی است؟
پاسخ سوال اول منفی است. بدین معنا که عملا هیچ اندازهی ثابتی برای درجهی مطلوب دقت نمونهگیری وجود ندارد. چون اولا ماهیت متغیرهایی که محققان با آنها سروکار دارند با همدیگر متفاوت است، بدین معنا که درجهی دقت مطلوب در متغیر وزن بر حسب گرم، در متغیر قد بر حسب میلی متر و در متغیر مدت استفاده از تلفن همراه بر حسب ثانیه بیان میشود. لذا بدیهی است که تعیین اندازهی ثابتی برای درجهی دقت نمونهگیری امکانپذیر نباشد. ثانیا اهمیت یافتههای تحقیقات و کاربرد آنها در نزد بهرهبرداران یکسان نیست، حتی اگر ماهیت متغیرهای مورد سنجش یکسان باشد. مثلا در متغیر وزن درجهی مطلوب دقت نمونهگیری در دو تحقیق که یکی در باره میزان استفاده زنان و دختران از طلا و جواهر انجام می شود و دیگری در باره وزن محتویات کیفهای دانش آموزان، تفاوت بسیاری با هم دارد. مثلا در موضوع اول اگر کسانی که قصد بهره برداری از نتایج را دارند، مسئولین صنف طلا و جواهر یک شهر باشند با توجه به اهمیتی که نتایج تحقیق برای آنها دارد و همچنین با توجه به اهمیتی امکانات مالی که در اختیار دارند، درجهی خطای بالاتر از یک میلی گرم برایشان نامطلوب باشد. اما در موضوع دوم که بهرهبرداران از نتایج مسئولان آموزش و پرورش هستند و قصد شناسایی عوامل موثر بر نابهنجاریهای ستون فقرات دانشآموزان را دارند درجه خطای مطلوب ۱۰۰ گرم باشد. لذا حتی در زمانی که ماهیت متغیر مورد اندازهگیری یکسان است، نمیتوان از اندازه ثابتی برای درجه مطلوب دقت یا خطای نمونه گیری سخن گفت. توجه داشته باشید این مشکل در زمانی که ماهیت متغیرهای مورد بررسی با همدیگر تفاوت دارد بسیار جدّی تر است. مثلا درجهی خطای نمونهگیری در متغیر میزان درآمد سرانه ماهانه خانوارهای شهر تهران، با درجه خطای نمونه گیری در متغیر مدت استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط شهروندان تهرانی تفاوت عمیقی با همدیگر دارد. مثلا در اولی درجه خطای نمونهگیری ممکن است ۵۰ هزار تومان و در دومی ۵ دقیقه باشد.
در پاسخ به سوال دوم باید گفت درجهی دقت نمونهگیری هرچقدر بیشتر باشد بهتر است. به بیانی دیگر هر چقدر درجهی خطای نمونهگیری (فاصله برآوردها از پارامترها) کمتر باشد مطلوبتر است. مثلا در مثال قبلی مطلوب آن است که همان نتیجه ای که در نمونه مورد بررسی حاصل شد و نشان داد ۷۰ درصد جوانان دارای تلفن همراه هستند، عینا در جامعه آماری واقعیت داشته و در آنجا نیز ۷۰ درصد دارای این وسیله باشند. اما اگرچه مرز ایدهآل برای کاهش خطای نمونهگیری نقطهی صفر است، اما همانطور که قبلا توضیح داده شد این درجه آرمانی از یک سو هزینه و فرصت بسیار بالایی را بر فرآیند تحقیق تحمیل می کند و از سوی دیگر موجب افزایش خطای اندازهگیری می شود. بنابراین در تعیین درجهی دقت مطلوب یا درجهی خطای نمونهگیری دو عامل مهم زمان و هزینه نقش تعیین کنندهای دارند.
در پاسخ به سوال سوم باید گفت «تشخیص درجهی دقت مطلوب یا تعیین درجهی خطای مطلوب نمونهگیری بر عهدهی استفاده کنندگان از داده ها و برآوردهاست» (عمیدی، ۱۳۸۵: ۱۴). برخلاف تصور رایج بین محققین، این آماردانها یا مشاوران نمونهگیری نیستند که درجه مطلوب دقت نمونهگیری را تعیین می کنند، این مهم وظیفهی افرادی است که تحقیق را به محقق سفارش داده اند و قصد بهرهبرداری از نتایج آن را دارند.
[۱] – مقدار واقعی یا همان پارامتر در حقیقت مقداری است که از طریق تمام شماری به دست می آید که البته در بسیاری از مواقع اطلاع دقیقی از آن وجود ندارد.
[۲] -Valid
[3] -Reliable
[4] – برای مطالعه در این زمینه می توانید به کتاب راهنمای سنجش روایی و پایایی در پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی (حیدری چروده، ۱۳۸۹) مراجعه کنید.