فرض کنید نتیجه تحقیقی که در باره بهره­مندی از تلفن همراه در بین نوجوانان و جوانان ساکن در مشهد انجام شده است نشان دهد ۷۰ درصد از نمونه ۱۲۰۰ نفری مورد بررسی دارای تلفن همراه هستند، آیا می توان با تکیه بر همین یافته ادعا کرد پس در بین جامعه آماری نوجوانان و جوانان ساکن در شهر مشهد نیز، دقیقا ۷۰ درصد دارای تلفن همراه هستند؟ اگر شاخصی را که در نمونه حاصل شده است، اصطلاحا آماره و شاخصی را که در جامعه وجود دارد، اصطلاحا پارامتر بنامیم صورت فنی سوال فوق این است که آیا آماره­ها دقیقا با پارامترها برابر هستند. در پاسخ باید گفت «نتایج تحقیقاتی که به شیوه نمونه گیری انجام می شوند، عاری از قطعیت هستند» (عمیدی، ۱۳۸۵: ۱۴). بدین معنا که نتایج برآوردها با مقدار واقعی[۱] تفاوت دارد، زیرا از یک سو کل جامعه آماری مورد بررسی قرار نگرفته است و تنها بخشی از آن انتخاب شده و مورد سنجش قرار گرفته است و از سوی دیگر نتایج مربوط به اندازه­گیری ها همواره با قدری خطا همراه است. به بیانی دیگر معمولا نتایج بررسی های مختلفی که در باره یک موضوع معین در یک جامعه آماری مشخص انجام می شود یکسان نیست و قدری با هم تفاوت دارد. این مهم نشانگر مفهوم خطا یا عدم دقت در مباحث مربوط به نمونه­گیری است.

بنابر این اگر محقق طالب درجه­ی دقت بیشتری است، باید دو کار مهم انجام دهد:

نخست آنکه از ابزارهای روا[۲] و پایا[۳] برای سنجش متغیرهای تحقیق استفاده کند. تامین روایی و پایایی ابزار و تلاش برای افزایش این دو مستلزم تکنیکهای زیادی است که خود موضوع کتاب جداگانه ای است[۴].

دوم آنکه نمونه گیری را به صورت تصادفی انجام دهد و حجم نمونه مورد بررسی را افزایش دهد که البته با مشکل افزایش هزینه ها و کمبود وقت مواجه خواهد شد.

در اینجا چند سوال مهم مطرح می­شود:

۱- آیا اندازه­ی ثابتی برای درجه­ی مطلوب دقت نمونه­گیری وجود دارد؟

۲- درجه­ی مطلوب دقت نمونه­گیری چقدر است؟ و

۳- تعیین آن بر عهده چه کسی است؟

پاسخ سوال اول منفی است. بدین معنا که عملا هیچ اندازه­ی ثابتی برای درجه­ی مطلوب دقت نمونه­گیری وجود ندارد. چون اولا ماهیت متغیرهایی که محققان با آنها سروکار دارند با همدیگر متفاوت است، بدین معنا که درجه­ی دقت مطلوب  در متغیر وزن بر حسب گرم، در متغیر قد بر حسب میلی متر و در متغیر مدت استفاده از تلفن همراه بر حسب ثانیه بیان می­شود. لذا بدیهی است که تعیین اندازه­ی ثابتی برای درجه­ی دقت نمونه­گیری امکان­پذیر نباشد. ثانیا اهمیت یافته­های تحقیقات و کاربرد آنها در نزد بهره­برداران یکسان نیست، حتی اگر ماهیت متغیرهای مورد سنجش یکسان باشد. مثلا در متغیر وزن درجه­ی مطلوب دقت نمونه­گیری در دو تحقیق که یکی در باره میزان استفاده زنان و دختران از طلا و جواهر انجام می شود و دیگری در باره وزن محتویات کیف­های دانش آموزان، تفاوت بسیاری با هم دارد. مثلا در موضوع اول اگر  کسانی که قصد بهره برداری از نتایج را دارند، مسئولین صنف طلا و جواهر یک شهر باشند با توجه به اهمیتی که نتایج تحقیق برای آنها دارد و همچنین با توجه به اهمیتی امکانات مالی که در اختیار دارند، درجه­ی خطای بالاتر از یک میلی گرم برایشان نامطلوب باشد. اما در موضوع دوم که بهره­برداران از نتایج مسئولان آموزش و پرورش هستند و قصد شناسایی عوامل موثر بر نابهنجاریهای ستون فقرات دانش­آموزان را دارند درجه خطای مطلوب ۱۰۰ گرم باشد. لذا حتی در زمانی که ماهیت متغیر مورد اندازه­گیری یکسان است، نمی­توان از اندازه ثابتی برای درجه مطلوب دقت یا خطای نمونه گیری سخن گفت. توجه داشته باشید این مشکل در زمانی که ماهیت متغیرهای مورد بررسی با همدیگر تفاوت دارد بسیار جدّی تر است. مثلا درجه­ی خطای نمونه­گیری در متغیر میزان درآمد سرانه ماهانه خانوارهای شهر تهران، با درجه خطای نمونه گیری در متغیر مدت استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط شهروندان تهرانی تفاوت عمیقی با همدیگر دارد. مثلا در اولی درجه خطای نمونه­گیری ممکن است ۵۰ هزار تومان و در دومی ۵ دقیقه باشد.

در پاسخ به سوال دوم باید گفت درجه­ی دقت نمونه­گیری هرچقدر بیشتر باشد بهتر است. به بیانی دیگر هر چقدر درجه­ی خطای نمونه­گیری (فاصله برآوردها از پارامترها) کمتر باشد مطلوبتر است. مثلا در مثال قبلی مطلوب آن است که همان نتیجه ای که در نمونه مورد بررسی حاصل شد و نشان داد ۷۰ درصد جوانان دارای تلفن همراه هستند، عینا در جامعه آماری واقعیت داشته و در آنجا نیز ۷۰ درصد دارای این وسیله باشند. اما اگرچه مرز ایده­آل برای کاهش خطای نمونه­گیری نقطه­ی صفر است، اما همانطور که قبلا توضیح داده شد این درجه آرمانی از یک سو هزینه و فرصت بسیار بالایی را بر فرآیند تحقیق تحمیل می کند و از سوی دیگر موجب افزایش خطای اندازه­گیری می شود. بنابراین در تعیین درجه­ی دقت مطلوب یا درجه­ی خطای نمونه­گیری دو عامل مهم زمان و هزینه نقش تعیین کننده­ای دارند.

در پاسخ به سوال سوم باید گفت «تشخیص درجه­ی دقت مطلوب یا تعیین درجه­ی خطای مطلوب نمونه­گیری بر عهده­ی استفاده کنندگان از داده ها و برآوردهاست» (عمیدی، ۱۳۸۵: ۱۴). برخلاف تصور رایج بین محققین، این آماردانها یا مشاوران نمونه­گیری نیستند که درجه مطلوب دقت نمونه­گیری را تعیین می کنند، این مهم وظیفه­ی افرادی است که تحقیق را به محقق سفارش داده اند و قصد بهره­برداری از نتایج آن را دارند.

 


[۱] – مقدار واقعی یا همان پارامتر در حقیقت مقداری است که از طریق تمام شماری به دست می آید که البته در بسیاری از مواقع اطلاع دقیقی از آن وجود ندارد.

[۲] -Valid

[3] -Reliable

[4] – برای مطالعه در این زمینه می توانید به کتاب راهنمای سنجش روایی و پایایی در پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی (حیدری چروده، ۱۳۸۹) مراجعه کنید.